سلام من پریسا نویسنده و مدیر وبلاگ هستم امیدوارم از وبم خوشتون اومده باشه لطفا هر نوع درخواستی در زمینه ی رمان داری بگید تا رسیدگی کنم راستی به چند تا نویسنده و مدیر نیازمندم هرکسی که دوست داره نویسنده بشه از بخش نظرات بهم یه نظر خصوصی بده و ایمیلش رو بفرسته تا نویسندش کنم
شمارنده
   

رمان های درخواستی

رمان دو نیمه سیب (جلد دوم)_ قسمت 8 و آخر
یکشنبه دهم شهریور ۱۳۹۸ ساعت 18:28 | نوشته ‌شده به دست pāřýşà | ( )
رمان دو نیمه سیب (جلد دوم)_ قسمت7
یکشنبه دهم شهریور ۱۳۹۸ ساعت 18:27 | نوشته ‌شده به دست pāřýşà | ( )
رمان دو نیمه سیب (جلد دوم)_ قسمت6
یکشنبه دهم شهریور ۱۳۹۸ ساعت 18:25 | نوشته ‌شده به دست pāřýşà | ( )
رمان دو نیمه سیب (جلد دوم) -قسمت5
یکشنبه دهم شهریور ۱۳۹۸ ساعت 18:24 | نوشته ‌شده به دست pāřýşà | ( )
رمان دو نیمه سیب جلد دوم 4
یکشنبه دهم شهریور ۱۳۹۸ ساعت 18:23 | نوشته ‌شده به دست pāřýşà | ( )
رمان دو نیمه سیب جلد دوم 3
یکشنبه دهم شهریور ۱۳۹۸ ساعت 18:22 | نوشته ‌شده به دست pāřýşà | ( )
رمان دو نیمه سیب جلد دوم 2
یکشنبه دهم شهریور ۱۳۹۸ ساعت 18:19 | نوشته ‌شده به دست pāřýşà | ( )
رمان دو نیمه سیب جلد دوم 1
یکشنبه دهم شهریور ۱۳۹۸ ساعت 12:46 | نوشته ‌شده به دست pāřýşà | ( )
دانلود رمان دو نیمه سیب جلد دوم
یکشنبه دهم شهریور ۱۳۹۸ ساعت 11:56 | نوشته ‌شده به دست pāřýşà | ( )

 

منبع : سایت رمانسرا 

 

خلاصه جلد دوم رمان :

ندا بعد از خودکشی نیما دچار سختی ها و مشکلات زیادی میشود غافل از این که نیما زنده میماند


قسمتی از رمان
اتاق خودمو عوض کرم ، به بهانه اینکه اتاق نیما نورگیره، کوچ کردم به اتاق صاحب قلبم.امتحانات پایان ترمم تموم شد و من همه رو با نمره خوب پاس کردم، مونده بود پایان نامه که اونم مشکل خاصی نداشت، با آقای حسینی در مورد ادامه کار صحبت کردم، قرار شد بعد از تحویل پایان نامه من برم شرکت و کارم و شروع کنم، البته من هنوز با نیما صحبت نکرده بودم، اما اگه قرار بود اون حالا حالاها اونجا بمونه منم باید یه فکری می کردم… برای تکمیل پایان نامه می رفتم دانشگاه … ترم جدید شروع شده بود و دانشگاه شلوغ… اونروز تولدم بود، از صبح منتظر بودم نیما بهم زنگ بزنه و یا حداقل ممان و بابا یه چیزی بگن اما هچییییی ، با استاد راهنما قرار داشتم رفتم دانشگاه و یه چند ساعتی رو اونجا گذروندم، ….یاد پارسال … یاد نیما برام تولد گرفت …. کلی تو راه برگشت از دانشگاه گریه کردم، انگار هیچکس یادش نبود که امروز روز تولد منه، اصلا” انگار هیچکس یادش نیست که من هستم… طبق روال با کلید خودم در و باز کردم و رفتم داخل، مامان منتظرمن بود و اومد به استقبالم، منو در آغوش گرفت

دانلود فایل با لینک مستقیم

 



:: موضوعات مرتبط: دانلود رمان ها، رمان دو نیمه سیب، رمان دو نیمه سیب جلد دوم